سديد الدين محمد عوفى

623

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

وفا كند و حاجت او روا كند « 1 » و در خير و شر موافقت كند « 2 » و در نيك و بد مسامحت واجب بيند . آن دوست او گفت « 3 » : كه آنچه « 4 » مىگويى اكنون بازنماى كه خود چه افتاده است « 5 » ؟ گفت : « 6 » فلان كس را « 7 » از اشراف قبيله كشته‌ام كه با من معادات « 8 » مىورزيد « 10 » و اينك در كنج خانه او را پنهان كرده‌ام ، اگر در مصادقت تو صدقى هست مرا يارى ده تا او را جايى پنهان « 11 » مخفى كنم « 12 » . آن مرد گفت : عظيم بد كرده‌اى و سخت ناپسنديده « 13 » كارى از دست تو برون رفته است « 14 » و اين فضيحتى است كه « 15 » درين واقعه سرها غلطد . او « 16 » گفت : اى برادر كارى كه كرده شد « 17 » او را « 18 » درمان نيست ، وقت يارى است نه وقت ملامت كردن « 19 » . اگر مرا يارى دهى تا او را دفن كنيم دوستى بود « 20 » . گفت : من ازين يارى بيزارم و البته گرد معونت تو نگردم و « 21 » خود را بدين جرم ملوث نگردانم اين بگفت و برفت و او را بگذاشت . سعيد ديگرى را بخواند و همين مقالات با وى براند و از وى همان

--> ( 1 ) - مپ 2 و بنياد : گرداند ( 2 ) - مپ 2 - و در خير و شر موافقت كند ( 3 ) - مپ 2 و مج + چنين است ( 4 ) - مپ 2 و مج - آنچه ( 5 ) - مپ 2 - كه خود چه افتاده است ( 6 ) - مپ 2 + بدان كه ، مج + بدان من ( 7 ) - مپ 2 - را ، مج + كه ( 8 ) - مپ 2 : عداوت ، مج : با من دم معادات ( 10 ) - مج : مىزد ( 11 ) - مپ 2 - جايى پنهان ( 12 ) - مج : به جايى مختفى دفن كنيم ( 13 ) - مپ 2 - و سخت ناپسنديده ( 14 ) - مج : بر دست تو رفته ( 15 ) - مپ 2 - اين فضيحتى است كه ( 16 ) - مپ 2 و بنياد : سعيد ( 17 ) - مپ 2 - كارى كه كرده شد ( 18 ) - مپ 2 : اكنون ، مج - او را ( 19 ) - مپ 2 - كردن ، مج : گرى ( 20 ) - مپ 2 : كرم بود ، مج - دوستى بود ( 21 ) - مپ 2 - و البته گرد معونت تو نگردم و